ذبيح الله صفا

71

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بر خاك هلاك مىافتادند . البته در غارتها حصهء خانان و سرداران و شاهزادگان برجاى بود و بموقع بهريك از آنان مىرسيد « 1 » . مغولان و ايلخانان مغولى ايران و سرداران و صاحب تيولان آنان تنها بغارت اكتفا نمىكردند و بعد از استقرار در ايران هر ساله باجها و خراجهاى سنگينى بر هريك از نواحى تعيين مىنمودند كه به زور و عنف و گاه بشكنجه و آزار از مردم گرفته مىشد . شمه‌يى دربارهء كيفيت اين عمل پيش ازين گفته و ديده‌ايم و ديگر تكرار آن را لازم نمىشمريم . قواعد و آداب و رسوم مغول و تاتار در ذيل اين مقال لازمست خلاصه‌يى دربارهء قبايل تاتار و مغول و آداب و رسوم آنان بياوريم زيرا اين آداب و رسوم ، چنان كه زبان آن اقوام ، خواه‌وناخواه در ملّتهاى مغلوب مؤثر بوده است و در ايران قرن هفتم و هشتم هجرى به نمونهاى فراوانى ازين تأثير در ايران بازمىخوريم : اقوام تاتار و مغول و ترك كه همراه چنگيز بايران هجوم آوردند ، چنان كه پيش ازين ديده‌ايم از شعب متعدد زردپوستى مانند تاتار ، قونقرات ، جلاير ، اويرات ، قيات ، كرائيت ، نايمان ، تنگوت ( تنگغوت ) ، اويغور ، قنقلى و قفچاق بودند . اين اقوام اگرچه همه مغول نبودند ليكن از حيث مميزات نژادى و لسانى به يكديگر نزديكى داشتند و حتى بايد گفت كه در اواخر كار شمارهء اقوام غير مغول بر مغول و تاتار فزونى داشت ولى بسبب آنكه غلبهء نظامى و سياسى با مغول و تاتار بود همه را تاتار ( تتر ) يا مغول مىخواندند . اين اقوام مردمى بيابانگرد و چادرنشين بودند كه با چهارپايان و گله‌هاى خود دنبال چراگاهها و آبشخورها نقل مكان مىكردند و تا مدتى دراز بعد از غلبه بر ملل متمدن هنوز با همان عادات و رسوم بيابانگردى و زندگانى خرگاهى بسرمىبردند تا بتدريج تحت تأثير بعضى از رسوم و آداب اقوام تابع خود مانند چينيان و اويغوريان و ايرانيان قرار گرفتند .

--> ( 1 ) - جامع التواريخ ص 746 .